حكيم فريد الدين
45
طب فريدى ( فارسى )
عاقرقرحا شما و تعليقا و روغن او قطور كردن در بينى و خوردن نصف درهم هر روز تا يازده روز و غرغره كردن طبيخ او و با عسل لعوق كردن و بر مقدم سر زاور كردن دافع صرع است اظفار الطيب بخورا و يك مثقال خوردن دافع است البته جلد تعليق كردن او دافع است البته افسنتين شربا با عسل نيز هليلج كابلى و عسل خوردن دافع صرع است البته شعر الانسان بو كردن سوخته او نيز مرارة الضبع سعوطا نيز افتيمون شربا نيز لبن البلسان شربا نيز عود البلسان شربا نيز حب البلسان يك مثقال خوردن دافع صرع است البته جدى آب گوشت او نوشيدن نيز فوه با عسل و با شراب خوردن و بر صبيان تعليق كردن نيز يبروج شگوفه او قبل آنكه بشكفد با ابريشم هفت رنگ در خرقه كتان بسته تعليق كردن بر گردن صبى دافع است صرع را البته حجر العتيق سحق كرده بكرات خوردن بالخاصيه دافع است دهن حب الفاوانه و مشك و زعفران با آب سداب سعوط كردن قدر نصف درهم بكرات بالخاصيه دافع است انفحه شربا نيز برنوف عصارهء او با روغن عود صليب سعوط كردن مجربست حجر الجرح تعليق كردن نيز بالخاصيه جعده شما و شربا حب الصنوبر الصغار كه آن حب القريش است اكلا نيز كاشم شربا نيز قفر اليهود شربا و بخورا زبد البحر شربا و تعليقا كبريت احمر شربا نيز مجرب سليخه شربا بالخاصيه حجر غاغاطيس وقتى كه دخان كنند مصروع را زايل مىكند صرع را حجر الماس تعليق كردن بر صبى بالخاصيه دافع است - ياقوت كسى كه بپوشد از رجال و نساء و صبيان بالخاصيه دافع صرع است